تبليغاتX
آبی ناگهان
 

          فصل پنجم

                        منصور خورشیدی

 

تمام تاریکی دنیا                               

  پاک خواهد شد

وقتی پرنده های مهاجر

جغرافیای اندوه را

در پیشانی انتظار بنشانند

 تمام تشنگی بر طرف می شود

وقتی تمام آب های سرگردان

در حلقه ی نگاه تو

                جمع می شوند

فصل پنجم برابر شاعران

آهسته ورق می خورد

تا ترانه مرجان را

زیر آب های بسیار زمزمه کنند

 

          رسولان رفته

 

گهواره ای میان دو آسمان

تکان می خورد

تا خواب کودکان هزار ساله را

میان کتف کبوتران

            بیدار کند

و تاج تند یس ها را 

مثل رسولان رفته

         در هم بریزند

همان دمی که  -

آیه های مقدس

روی گردن آهوان آویز می شود

 

          ناگهان سکوت

 

کبودی آسمان کنار افق

بسیار ساده بی رنگ می شود

هزار اَرش فاصله را

 با پلک های بسته طی می کنم

تا تمام بشریت را

میان ابدیت رنگ نهان کنم

برای آن کسی که

اقاقیا را در سینه ی خود

مدال رابطه کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 20:36  توسط منصور خورشیدی  | 

رسم کبوتر در فاصله ی دو انگشت

             منصور خورشیدی

 

 

 

۱.روی آخرین سطر

پنهان در سپیدی کاغذ

رسم کبوتری

در فاصله ی دو انگشت

طلوع می کند

که اسم اعظم

در منقار خود دارد

 

2.تو آن پرنده ای

رقم سومین

با تب شدید در استخوانت

که روی صخره ی ساکت

شتاب آب را

سجده می کنی

 

3.کی؟

در حکایت افتادن

معنای برخاستن را

هنگامه ی تحول نام

روی شکسته ترین طلسم

در چشم باد می خواند

 

4.معنای تمام ملکوت

در چشم تو

تعادل کهکشان را

در هم می ریزد

وقتی عمود به آسمان

نگاه می کنی

اینک پنجه در پنجه ی باد

سکوت تمام پروانه ها را

شماره می کنم      اگر

راه به معراج کبوتران

باز کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 22:22  توسط منصور خورشیدی  |