مصاحبهی شعبان بالاخیلی با «منصور خورشیدی» :
مصاحبهی شعبان بالاخیلی با «منصور خورشیدی» :
رسم کبوتری در فاصله دو انگشت
منصور خورشیدی یک معلم و شاعر است، صفاتی که هر کس به خود دید نوری از رستگاری بر او تابش یافت. خورشیدی همیشه در بطن جریانهای شعر ایران بوده است. آثار او در دهه پنجاه در فردوسی چاپ شد. آشنایی او با شعر حجم در همان سالها در برخورد با فیروز ناجی و ادامه آن در انتهای دهه شصت باعث شد که به این نوع شعر توجه بیشتری نشان دهد. بعدها رویایی، برشهای زبانی و ایجاز در بیان، خیالهای سریع، ارائه حجمهای ذهنی، معماری واحدهای حجمگونه زبان و کوشش برای خلق تشکلهای ذهنی در یک قطعه شعر را از خصوصیات شعر او دانست. منصور خورشیدی دعوت ما را برای گفتگو به گرمی در یک روز زمستانی این سالها پذیرفت. گاهی حرفها به خاطرات به یاد ماندنی او و گاهی به نامههای رویایی ختم میشد. هر چه حجم در این سالها به خود دیده است در او دیده میشود و مهربانی او که هیچگاه دیده نمیشود.
مقدمه و گفتگو از شعبان بالاخیلی
- در ادبیات معاصر کسانی جریانساز بودهاند، اصولن جریان چیست؟ و چه تاثیری در روند پیشبرد یک مکانیزم دارد؟
: در ادبیات معاصر ما آنهایی جریانساز بودند که تحولی در ذهن و زبان دیگران ایجاد کردهاند. در داستاننویسی، جمالزاده، هدایت. در شعر، نیما، رویایی، شاملو، احمدرضا احمدی. در سینما، بهرام بیضایی و کیمیایی و در بعد دیگر فروغ فرخزاد، ابراهیم گلستان و...
جریان، خلق منظر جدیدی در بستر شعر است. خلق یک موقعیت تازه از زبان شعر، پوستاندازی در میان واژههاست. همیشه در ادبیات هر دورهای کسانی هستند که آگاهانه میخواهند جریانسازی کنند. مثل کفهای کنار ساحل اندکی خودنمایی میکنند و بعد هیچ، اما آنهایی که دل به شعر دادهاند هرگز سلیقه خود را به کسی تحمیل نکردهاند و تن به نظام استبدادی در ادبیات هیچ دورهای ندادهاند، کار خود را کردند و همیشه آزاد بودهاند و دیگران به همین دلیل فروتنی زیاد، آنها را نمونهی بارز یک جریان فکری میدانند که در آینده شعر ما تاثیرگذار بودهاند که هوش تازه را در جستجوی کشف تازهی زبان در مکانیزم خیال تا امروز با خود آوردهاند.
- آیا شعر حجم یک جریان بوده است؟ و این که چرا بعد از اتفاقات دهه هفتاد چند وقتی است دوباره به آن پرداخته شده است؟
: من امروز هم معتقدم که شعر امروز ایران را شعر دهه چهل تغذیه میکند شعری که سمت و سوی مشاهده داشت و شاعران هوشمند را دعوت به فعالیت دوباره در سرایش شعر کرد تا ظرفیتهای تازهای از کلمات را وارد شعر کنند. چراکه هوش شاعران آوانگارد پشتوانه غنی دارد و مرز جستجوهای غیر اصیل و تکراری را درهم میریزد. به همین دلیل است که در همه جا سر میکشد. دهه پنجاه و دهه هفتاد هر بار تلنگر بیداری به ذهن و زبانها زده است چون شاعران حجم زبانی بیمرز و ذهنیتی مستقل دارند ما بیتوجه به صفحهگردانان ادبیات پایتخت کار خود را میکنیم به مضیقه هوش یا معدهی آنها که عمدتا تفاوتی نمیکند کاری نداریم.
- بعضیها شعر رویایی را از شعرحجم جدا دانستهاند، نظر شما چیست و تفاوت این دو در کجاست؟
: سوال شما کمی تعجببرانگیز است. شعر حجم با نام رویایی گره خورده است. به کمک همین پشتوانه عظیم برنده بهترین شوالیه فرهنگ و هنر در شعر حجم شده است. شما بهتر میدانید که رهبری این جریان بزرگ با رویایی بوده است. ویژگیهای شعر حجم در برشهای زبانی و ایجاز در بیان و سرعتبخشیدن خیال در ارائه تصویرها و فشردگی در بیان را میتوان در شعرهای رویایی مشاهده کرد.
- بعد از بیانیهی شعر حجم که در ابعاد وسیعی طرحریزی شده بود مانند سینما، داستان، نقاشی و حتا مجسمهسازی چرا این جریان فقط در شعر پیگیری میشود و دیگر جنبهها ادامه پیدا نمیکند؟
: شعر حجم، رسالتی را که در غنیکردن زبان با خود دارد، تا آخر ادامه میدهد از ذهنهای تنبل توقعی نداریم که با هنر انتزاعی برخورد کنند، و دچار تلائم و سرگشتگی شدند و گرفتار بحران و از اصل خود دورافتادهاند، آنها زاینده تفکر نبودهاند و از جریانات روز مدرنیزم جهان دور افتادهاند، زمانی که همهی هستی انسان ترنم دستیابی به معرفت است توقعی که نیست که بیمعرفتها نصیبی از آن ندارند. اما مشخصههای شاعران حجم را میتوانید در "هلاک عقل" رویایی بخوانید. آنچه از من میخواهید باید بگویم در شعر حجم و یا هر شعر مدرن علامتها و نشانههایی وجود دارد تا یک موقعیت در موقعیتی دیگر خلق شود و پیشزمینهای باشد برای درک و دریافت سرعت در مکانیزم شعر، نه در سطح که در عمق ابعاد سهگانه و شعر زندهترین چیزی است که به انتخاب زبان همیشه باز است.
- مشخصه شاعران حجم چیست؟
: نسبتهایی بین زمان و اشیا وجود دارد که هویت زبانی شاعران را میسازد. چون شعر حیات تازه زبان است و کانون مقاومت زبانهای زنده دنیا! کثرت گسترده از حضور فیزیکی پدیدهها بدل به وحدتی از متافیزیک میشود که بحران تازهای برای درک جدید ایجاد میکند.
تحریک زبان علیه زبان، زدودن عادت، کاربرد ایجاز، خلق پرسپکتیو در شعر و مهمتر "اتفاق" که شاعر حجم را به سمت ژرفساخت شعر هدایت میکند، گردشی آگاهانه در زاویهی دید شاعر، طی طریق برای رسیدن به یک فاکتور استعلایی در رسیدن به علت غایی (دیدار + طلب) «-» (طلب + غیاب) «-» همزادکردن طلیعهی تازه زبانی در معرفت.
مناسباتی که زمینه دیدار را فراهم میکند تا حذف غیاب صورت گیرد و "من ِ سوم" در زبان شاعر خلق شود.
- در جلسه نقد و بررسی کتاب "از فکرهای با تو" غالب منتقدین، شما را به الگوبرداری از یدالله رویایی متهم کردند و شما تلویحن پذیرفتید ولی در جای دیگر دفاع کردید. پاسخ روشن شما به این مساله چیست؟
: من به نظر مخاطبان حرفهای و منتقدان برجسته کشور احترام میگذارم. آنها حق دارند اینگونه دریافت کنند. باباچاهی در "گزینههای منفرد" براهنی در مصاحبه با "شهروند" کانادا، فلکی درمجله نگاه، آتشی در ویژهنامه خود - آمریکا و عباس شکری در مجله آفتاب نروژ و دیگران. همهی این حرفها را میپذیرم و هیچ وقت از ارادت من به رویایی کم نمیکند. آنها اسیر پیشداوری هستند بیآنکه کتاب مرا خوانده باشند.
من از دو تن از همین منتقدان پرسیدم شما کتاب مرا دیدهاید اظهار بیاطلاعی کردند، به قول رویایی "آدمهای بزرگ یک جای خلوت کم دارند"[به نقل از نامه ۳ مه ۱۹۹۴ برابر ۱۳ اردیبهشت ۷۳]" حریف تو کسی است که بتواند به حرف تو برسد و یا رسیده باشد. حریف تو هم بازی حرفهای تو میکند وقتی که در برابر تو میایستد. آنها هیچوقت به آن هوش اعلی "مسکن حجم" نمیرسند.
- شعر محض که توسط شما و آقای علی مسعود هزارجریبی طرحریزی شد به کجا انجامید؟ آیا قصد انتشار مانیفست آن را ندارید؟
: شعر محض دقیقا سی سال پیش طرح شده است. امروز پس از گذشت این همه سال نیاز به بازنویسی مجدد دارد. امروز شناخت از شعر در مداری دیگر سیر میکند. حیات تازهی خیال جای خود را از دست داده است و ما در جوانی تخیل بلندپرواز داشتهایم. در میان انبوهی از رابطههای پنهان و پیدا. در هر صورت یک طرف این نظریه استاد هزارجریبی است و اگر موافق باشند، حرفی نیست. امروز معتقدم که نظریهها کارساز نیستند و شعر اگر تکنیکی باشد اصل پذیرش برای اعتلا، سبب زیباییشناسی و معرفتشناختی در شعر میشود، که نگاه را در فضا مستقر میکند و شکلگیری فرم از بیرون به درون ارجاع پیدا میکند.
- به نظر شما اشکال عمده شعر حجم با همه قدرت در ساختار چیست؟
: برخی از اصول بیانیه شعر حجم ناگفته ماند و هنوز برای مخاطب سوالبرانگیز است از جمله "مطلق است برای آن از حکمت وجودی واقعیت و از علت غایی آن برخاسته است و در تظاهر خویش خود را با واقعیت مادر آشنا نمیکند" به اعتقاد من نیاز به تحلیل دارد. به همین دلیل در نامه "۱۴ژوئن ۱۹۹۱" در جواب سوال ما که: "آقای رویایی امروز ما به سرعت هوشهای صیقلخوردهای رسیدهایم که پس از گذشت بیسـت سال مانیفست شعر حجم و اصول بیان شده آن ضرورت ارائهی زمینه تئوریک و اصولی آن نیاز است ایشان نوشتند: "به نظر من امری است که شاعران بیست سال بعد که جایگاه امروز شعر حجم را میسازند میکنند با مناظر شخصی کارهاشان و حیرت کارهاشان که منتقد امروز و فلسفه انتقادی شعر امروز را تغذیه میکند.
در گذشته هم من همیشه ممسک بودهام در این که در تبیین اصول بیانیه سلیقهها و تکنیکهای شخصی خودم را در رسیدن به حجمهای ذهنی و پریدن از سه بعد تحمیل کنم، این که یک فضای ذهنی، یک اسپاسمان (Espacement)، یک حجم چگونه زائیده میشود و تو به مجموعه آفریدههایت چگونه معماری میدهی، در این معماری مهم خیال چقدر و چقدر سهم زبان چقدر است. مسایلی است که به قلمرو شرح تعلق دارد...
پس شما و دیگر یاران میتوانید آن را روز کنید و امروز کنید."
- مخاطب در برخورد با شعر حجم چگونه باید رفتار کند؟
: شعر حجم رفتار خود را به کسی تلقین نمیکند هر کس میتواند به تغییر واقعیت بپردازد و در آن تصرف کند و کشف حجم کند، شاعر حرفهای کسی هست که در ادارهکردن کلمه مهارت داشته باشد. امروز باید قبول کنیم که در عادت ستیزی مشکل داریم همه شاعران آوانگارد اینگونهاند، ما در عبور میان فاصلههاست که خلق واقعیت میکنیم. توقف فیزیکی از جهان اشیا موجب میشود که ما واقعیت مفهومی شیئی را عوض کنیم و گرنه مجبور به پذیرش چیزهایی هستیم که در اطراف ما وجود دارد به نظر میرسد فعالترین گروهی در زمینه شعر فعالیت دارند همین گروه باشند که از فرصتها بهترین استفاده را به نفع شعر به احترام مخاطبان دنبال میکنند.
- جایی گفتند که وقتی شعر در عرض بیشتر حرکت میکند قائم به ذات نمیشود آیا صحیح است؟
نظر شما چیست؟
: من اینگونه فکرنمیکنم. شعر حادثهای است که در فضای ذهنی ایجاد میشود به همان صورتیکه در فضای صفحه سر در میآورد و خلق حادثه میکند به صورت نوشتاری خود را نشان میدهد. مکان شعر در فضای ذهنی اتفاق میشود. برای تامل و مشاهده برای دستیافتن به آغاز و انجام از همین جاست که فاصلهای بین فضای خطی و ذهنی ایجاد میشود که خلق حجم میکند و قائم به ذاتِ خود میشود. چون فضای حجم خوانش ذهنی میسازد، که تکههای تعالی در آن کم نیستند.
- شما نیز گاهی در نامهای شعر دهه هفتاد شنیده میشوید، نظر خود را راجع به شعر دهه هفتاد و آسیبشناسی اتفاقات بعد از آن بفرمائید؟
: ما همهجا و در همهوقت شنیده و خوانده میشویم. مهم نوع نگاه است که چگونه به تو و مجموعهی آفریدههایت نگاه شود. نگاه من در مورد شعر دهه هفتاد ممکن است با دیگران از جهاتی متفاوت باشد در هر صورت هیجانی که بتواند حرکت تازه در زبان شعر ایجاد کند نمیبینم، مقّر و بیقراری و پتانسیل حرکت را نمیتوان بر مکانیزم ذهنی شاعران پیدا کرد. کشف ابعاد تازه زبانی در کار نیست، سکوی پرش وجود ندارد. زبان شعر رفتار شاعرانه خود را به بازیهای زبانی داده است.
کشف و شهود به ندرت در کار شاعران دیده میشود. رسالتی در غنیکردن زبان انگار بر دوش شاعران نیست. حادثه در زبان شعر اتفاق نمیافتد، هیچ تکانی سریع و ناگهانی نیست در گذشته هم تکان روح بود و هم تکان روحیه و شعر شاعران نشاندهنده امضای او در پای شعر بود.
- شعر جوان کشور الان در چه وضعی است؟
: آنچه من میخوانم و به دستم میرسد به طور کلی در مورد شعر احساس میکنم حرکتی که راه به سمت کمال باز کند وجود ندارد. انگار شعر در دایرههای بسته دور میزند. شاعران امروز به زیباییشناسی شعر فکر نمیکنند به ساختمان و فرم شعر اعتنا ندارند بیشتر از احساسات - سانتیمان - بر میخیزد. شاید در هوای دیگر شعر، حال و هوایی دارد که من از آن بیخبرم.
- بحران رهبری که آقای براهنی مطرح کردند چیست؟ برای مخاطبان توضیح دهید.
: شعر اگر مبتنی بر فرم نو و محصول تجربههای نو و عصارهی تربیتهای ذهنی برای ارائه زبان باشد گرفتار بحران نمیشود. شما نظر براهنی را در "بحران رهبری" شعر معاصر میتوانید در کتاب "طلا درمس" - جلد سوم بخوانید. اما من معتقدم که رهبران فکری شعر دچار بحران هستند. در حقیقت بحران شاعر داریم نه بحران شعر. این حرکت در زبان خیلی از شاعران اتفاق افتاد. چون طول زمان، شاعر را وارد مرحلهای تازه از زبان میکند که گرفتار بحران میشود و بازتولید شعر مدرن تغییر در ذهن و زبان شاعر ایجاد میکند.
- خودتان در شعر به فرم معتقدید یا محتوا؟ زبان چه جایگاهی در شعر شما دارد؟
: شعر فوران اشیا در فضای ذهنی است. یک واقعیت صرفا کلامی که رابطه مستحکم به فرم و زبان شعر دارد. تا میدان وسیعتری برای جلوههای کمال باز شود. و خود به زیباترین وجه با شعر رابطه برقرار کند. تا در شرایط جدید به تکوین تفکر برسیم و مناسبات مجدد برای دیدار در غیبت حضور از طریق صورتبندی میان پدیدارشناسی اشیا و خلق رابطههای غیر مستقیم با جهان متافیزیک.
زبان احساس فزاینده برای یک انقلاب فکری ایجاد میکند. تا صورت تحول یافتهی آن در معماری زبان به فرم شعر برسد و تحقق بازنگری ارزشهای فرم در همین نکته نهفته است که چشم قادر باشد تا مفاهیم بیجان را در ذهن متحول کند و به معماری واحدهای حجمگونه زبان برسد. تلاشی برای خلق تشکلهای ذهنی در شعر.
رسم کبوتری در فاصله دو انگشت
منصور خورشیدی یک معلم و شاعر است، صفاتی که هر کس به خود دید نوری از رستگاری بر او تابش یافت. خورشیدی همیشه در بطن جریانهای شعر ایران بوده است. آثار او در دهه پنجاه در فردوسی چاپ شد. آشنایی او با شعر حجم در همان سالها در برخورد با فیروز ناجی و ادامه آن در انتهای دهه شصت باعث شد که به این نوع شعر توجه بیشتری نشان دهد. بعدها رویایی، برشهای زبانی و ایجاز در بیان، خیالهای سریع، ارائه حجمهای ذهنی، معماری واحدهای حجمگونه زبان و کوشش برای خلق تشکلهای ذهنی در یک قطعه شعر را از خصوصیات شعر او دانست. منصور خورشیدی دعوت ما را برای گفتگو به گرمی در یک روز زمستانی این سالها پذیرفت. گاهی حرفها به خاطرات به یاد ماندنی او و گاهی به نامههای رویایی ختم میشد. هر چه حجم در این سالها به خود دیده است در او دیده میشود و مهربانی او که هیچگاه دیده نمیشود.
مقدمه و گفتگو از شعبان بالاخیلی
- در ادبیات معاصر کسانی جریانساز بودهاند، اصولن جریان چیست؟ و چه تاثیری در روند پیشبرد یک مکانیزم دارد؟
: در ادبیات معاصر ما آنهایی جریانساز بودند که تحولی در ذهن و زبان دیگران ایجاد کردهاند. در داستاننویسی، جمالزاده، هدایت. در شعر، نیما، رویایی، شاملو، احمدرضا احمدی. در سینما، بهرام بیضایی و کیمیایی و در بعد دیگر فروغ فرخزاد، ابراهیم گلستان و...
جریان، خلق منظر جدیدی در بستر شعر است. خلق یک موقعیت تازه از زبان شعر، پوستاندازی در میان واژههاست. همیشه در ادبیات هر دورهای کسانی هستند که آگاهانه میخواهند جریانسازی کنند. مثل کفهای کنار ساحل اندکی خودنمایی میکنند و بعد هیچ، اما آنهایی که دل به شعر دادهاند هرگز سلیقه خود را به کسی تحمیل نکردهاند و تن به نظام استبدادی در ادبیات هیچ دورهای ندادهاند، کار خود را کردند و همیشه آزاد بودهاند و دیگران به همین دلیل فروتنی زیاد، آنها را نمونهی بارز یک جریان فکری میدانند که در آینده شعر ما تاثیرگذار بودهاند که هوش تازه را در جستجوی کشف تازهی زبان در مکانیزم خیال تا امروز با خود آوردهاند.
- آیا شعر حجم یک جریان بوده است؟ و این که چرا بعد از اتفاقات دهه هفتاد چند وقتی است دوباره به آن پرداخته شده است؟
: من امروز هم معتقدم که شعر امروز ایران را شعر دهه چهل تغذیه میکند شعری که سمت و سوی مشاهده داشت و شاعران هوشمند را دعوت به فعالیت دوباره در سرایش شعر کرد تا ظرفیتهای تازهای از کلمات را وارد شعر کنند. چراکه هوش شاعران آوانگارد پشتوانه غنی دارد و مرز جستجوهای غیر اصیل و تکراری را درهم میریزد. به همین دلیل است که در همه جا سر میکشد. دهه پنجاه و دهه هفتاد هر بار تلنگر بیداری به ذهن و زبانها زده است چون شاعران حجم زبانی بیمرز و ذهنیتی مستقل دارند ما بیتوجه به صفحهگردانان ادبیات پایتخت کار خود را میکنیم به مضیقه هوش یا معدهی آنها که عمدتا تفاوتی نمیکند کاری نداریم.
- بعضیها شعر رویایی را از شعرحجم جدا دانستهاند، نظر شما چیست و تفاوت این دو در کجاست؟
: سوال شما کمی تعجببرانگیز است. شعر حجم با نام رویایی گره خورده است. به کمک همین پشتوانه عظیم برنده بهترین شوالیه فرهنگ و هنر در شعر حجم شده است. شما بهتر میدانید که رهبری این جریان بزرگ با رویایی بوده است. ویژگیهای شعر حجم در برشهای زبانی و ایجاز در بیان و سرعتبخشیدن خیال در ارائه تصویرها و فشردگی در بیان را میتوان در شعرهای رویایی مشاهده کرد.
- بعد از بیانیهی شعر حجم که در ابعاد وسیعی طرحریزی شده بود مانند سینما، داستان، نقاشی و حتا مجسمهسازی چرا این جریان فقط در شعر پیگیری میشود و دیگر جنبهها ادامه پیدا نمیکند؟
: شعر حجم، رسالتی را که در غنیکردن زبان با خود دارد، تا آخر ادامه میدهد از ذهنهای تنبل توقعی نداریم که با هنر انتزاعی برخورد کنند، و دچار تلائم و سرگشتگی شدند و گرفتار بحران و از اصل خود دورافتادهاند، آنها زاینده تفکر نبودهاند و از جریانات روز مدرنیزم جهان دور افتادهاند، زمانی که همهی هستی انسان ترنم دستیابی به معرفت است توقعی که نیست که بیمعرفتها نصیبی از آن ندارند. اما مشخصههای شاعران حجم را میتوانید در "هلاک عقل" رویایی بخوانید. آنچه از من میخواهید باید بگویم در شعر حجم و یا هر شعر مدرن علامتها و نشانههایی وجود دارد تا یک موقعیت در موقعیتی دیگر خلق شود و پیشزمینهای باشد برای درک و دریافت سرعت در مکانیزم شعر، نه در سطح که در عمق ابعاد سهگانه و شعر زندهترین چیزی است که به انتخاب زبان همیشه باز است.
- مشخصه شاعران حجم چیست؟
: نسبتهایی بین زمان و اشیا وجود دارد که هویت زبانی شاعران را میسازد. چون شعر حیات تازه زبان است و کانون مقاومت زبانهای زنده دنیا! کثرت گسترده از حضور فیزیکی پدیدهها بدل به وحدتی از متافیزیک میشود که بحران تازهای برای درک جدید ایجاد میکند.
تحریک زبان علیه زبان، زدودن عادت، کاربرد ایجاز، خلق پرسپکتیو در شعر و مهمتر "اتفاق" که شاعر حجم را به سمت ژرفساخت شعر هدایت میکند، گردشی آگاهانه در زاویهی دید شاعر، طی طریق برای رسیدن به یک فاکتور استعلایی در رسیدن به علت غایی (دیدار + طلب) «-» (طلب + غیاب) «-» همزادکردن طلیعهی تازه زبانی در معرفت.
مناسباتی که زمینه دیدار را فراهم میکند تا حذف غیاب صورت گیرد و "من ِ سوم" در زبان شاعر خلق شود.
- در جلسه نقد و بررسی کتاب "از فکرهای با تو" غالب منتقدین، شما را به الگوبرداری از یدالله رویایی متهم کردند و شما تلویحن پذیرفتید ولی در جای دیگر دفاع کردید. پاسخ روشن شما به این مساله چیست؟
: من به نظر مخاطبان حرفهای و منتقدان برجسته کشور احترام میگذارم. آنها حق دارند اینگونه دریافت کنند. باباچاهی در "گزینههای منفرد" براهنی در مصاحبه با "شهروند" کانادا، فلکی درمجله نگاه، آتشی در ویژهنامه خود - آمریکا و عباس شکری در مجله آفتاب نروژ و دیگران. همهی این حرفها را میپذیرم و هیچ وقت از ارادت من به رویایی کم نمیکند. آنها اسیر پیشداوری هستند بیآنکه کتاب مرا خوانده باشند.
من از دو تن از همین منتقدان پرسیدم شما کتاب مرا دیدهاید اظهار بیاطلاعی کردند، به قول رویایی "آدمهای بزرگ یک جای خلوت کم دارند"[به نقل از نامه ۳ مه ۱۹۹۴ برابر ۱۳ اردیبهشت ۷۳]" حریف تو کسی است که بتواند به حرف تو برسد و یا رسیده باشد. حریف تو هم بازی حرفهای تو میکند وقتی که در برابر تو میایستد. آنها هیچوقت به آن هوش اعلی "مسکن حجم" نمیرسند.
- شعر محض که توسط شما و آقای علی مسعود هزارجریبی طرحریزی شد به کجا انجامید؟ آیا قصد انتشار مانیفست آن را ندارید؟
: شعر محض دقیقا سی سال پیش طرح شده است. امروز پس از گذشت این همه سال نیاز به بازنویسی مجدد دارد. امروز شناخت از شعر در مداری دیگر سیر میکند. حیات تازهی خیال جای خود را از دست داده است و ما در جوانی تخیل بلندپرواز داشتهایم. در میان انبوهی از رابطههای پنهان و پیدا. در هر صورت یک طرف این نظریه استاد هزارجریبی است و اگر موافق باشند، حرفی نیست. امروز معتقدم که نظریهها کارساز نیستند و شعر اگر تکنیکی باشد اصل پذیرش برای اعتلا، سبب زیباییشناسی و معرفتشناختی در شعر میشود، که نگاه را در فضا مستقر میکند و شکلگیری فرم از بیرون به درون ارجاع پیدا میکند.
- به نظر شما اشکال عمده شعر حجم با همه قدرت در ساختار چیست؟
: برخی از اصول بیانیه شعر حجم ناگفته ماند و هنوز برای مخاطب سوالبرانگیز است از جمله "مطلق است برای آن از حکمت وجودی واقعیت و از علت غایی آن برخاسته است و در تظاهر خویش خود را با واقعیت مادر آشنا نمیکند" به اعتقاد من نیاز به تحلیل دارد. به همین دلیل در نامه "۱۴ژوئن ۱۹۹۱" در جواب سوال ما که: "آقای رویایی امروز ما به سرعت هوشهای صیقلخوردهای رسیدهایم که پس از گذشت بیسـت سال مانیفست شعر حجم و اصول بیان شده آن ضرورت ارائهی زمینه تئوریک و اصولی آن نیاز است ایشان نوشتند: "به نظر من امری است که شاعران بیست سال بعد که جایگاه امروز شعر حجم را میسازند میکنند با مناظر شخصی کارهاشان و حیرت کارهاشان که منتقد امروز و فلسفه انتقادی شعر امروز را تغذیه میکند.
در گذشته هم من همیشه ممسک بودهام در این که در تبیین اصول بیانیه سلیقهها و تکنیکهای شخصی خودم را در رسیدن به حجمهای ذهنی و پریدن از سه بعد تحمیل کنم، این که یک فضای ذهنی، یک اسپاسمان (Espacement)، یک حجم چگونه زائیده میشود و تو به مجموعه آفریدههایت چگونه معماری میدهی، در این معماری مهم خیال چقدر و چقدر سهم زبان چقدر است. مسایلی است که به قلمرو شرح تعلق دارد...
پس شما و دیگر یاران میتوانید آن را روز کنید و امروز کنید."
- مخاطب در برخورد با شعر حجم چگونه باید رفتار کند؟
: شعر حجم رفتار خود را به کسی تلقین نمیکند هر کس میتواند به تغییر واقعیت بپردازد و در آن تصرف کند و کشف حجم کند، شاعر حرفهای کسی هست که در ادارهکردن کلمه مهارت داشته باشد. امروز باید قبول کنیم که در عادت ستیزی مشکل داریم همه شاعران آوانگارد اینگونهاند، ما در عبور میان فاصلههاست که خلق واقعیت میکنیم. توقف فیزیکی از جهان اشیا موجب میشود که ما واقعیت مفهومی شیئی را عوض کنیم و گرنه مجبور به پذیرش چیزهایی هستیم که در اطراف ما وجود دارد به نظر میرسد فعالترین گروهی در زمینه شعر فعالیت دارند همین گروه باشند که از فرصتها بهترین استفاده را به نفع شعر به احترام مخاطبان دنبال میکنند.
- جایی گفتند که وقتی شعر در عرض بیشتر حرکت میکند قائم به ذات نمیشود آیا صحیح است؟
نظر شما چیست؟
: من اینگونه فکرنمیکنم. شعر حادثهای است که در فضای ذهنی ایجاد میشود به همان صورتیکه در فضای صفحه سر در میآورد و خلق حادثه میکند به صورت نوشتاری خود را نشان میدهد. مکان شعر در فضای ذهنی اتفاق میشود. برای تامل و مشاهده برای دستیافتن به آغاز و انجام از همین جاست که فاصلهای بین فضای خطی و ذهنی ایجاد میشود که خلق حجم میکند و قائم به ذاتِ خود میشود. چون فضای حجم خوانش ذهنی میسازد، که تکههای تعالی در آن کم نیستند.
- شما نیز گاهی در نامهای شعر دهه هفتاد شنیده میشوید، نظر خود را راجع به شعر دهه هفتاد و آسیبشناسی اتفاقات بعد از آن بفرمائید؟
: ما همهجا و در همهوقت شنیده و خوانده میشویم. مهم نوع نگاه است که چگونه به تو و مجموعهی آفریدههایت نگاه شود. نگاه من در مورد شعر دهه هفتاد ممکن است با دیگران از جهاتی متفاوت باشد در هر صورت هیجانی که بتواند حرکت تازه در زبان شعر ایجاد کند نمیبینم، مقّر و بیقراری و پتانسیل حرکت را نمیتوان بر مکانیزم ذهنی شاعران پیدا کرد. کشف ابعاد تازه زبانی در کار نیست، سکوی پرش وجود ندارد. زبان شعر رفتار شاعرانه خود را به بازیهای زبانی داده است.
کشف و شهود به ندرت در کار شاعران دیده میشود. رسالتی در غنیکردن زبان انگار بر دوش شاعران نیست. حادثه در زبان شعر اتفاق نمیافتد، هیچ تکانی سریع و ناگهانی نیست در گذشته هم تکان روح بود و هم تکان روحیه و شعر شاعران نشاندهنده امضای او در پای شعر بود.
- شعر جوان کشور الان در چه وضعی است؟
: آنچه من میخوانم و به دستم میرسد به طور کلی در مورد شعر احساس میکنم حرکتی که راه به سمت کمال باز کند وجود ندارد. انگار شعر در دایرههای بسته دور میزند. شاعران امروز به زیباییشناسی شعر فکر نمیکنند به ساختمان و فرم شعر اعتنا ندارند بیشتر از احساسات - سانتیمان - بر میخیزد. شاید در هوای دیگر شعر، حال و هوایی دارد که من از آن بیخبرم.
- بحران رهبری که آقای براهنی مطرح کردند چیست؟ برای مخاطبان توضیح دهید.
: شعر اگر مبتنی بر فرم نو و محصول تجربههای نو و عصارهی تربیتهای ذهنی برای ارائه زبان باشد گرفتار بحران نمیشود. شما نظر براهنی را در "بحران رهبری" شعر معاصر میتوانید در کتاب "طلا درمس" - جلد سوم بخوانید. اما من معتقدم که رهبران فکری شعر دچار بحران هستند. در حقیقت بحران شاعر داریم نه بحران شعر. این حرکت در زبان خیلی از شاعران اتفاق افتاد. چون طول زمان، شاعر را وارد مرحلهای تازه از زبان میکند که گرفتار بحران میشود و بازتولید شعر مدرن تغییر در ذهن و زبان شاعر ایجاد میکند.
- خودتان در شعر به فرم معتقدید یا محتوا؟ زبان چه جایگاهی در شعر شما دارد؟
: شعر فوران اشیا در فضای ذهنی است. یک واقعیت صرفا کلامی که رابطه مستحکم به فرم و زبان شعر دارد. تا میدان وسیعتری برای جلوههای کمال باز شود. و خود به زیباترین وجه با شعر رابطه برقرار کند. تا در شرایط جدید به تکوین تفکر برسیم و مناسبات مجدد برای دیدار در غیبت حضور از طریق صورتبندی میان پدیدارشناسی اشیا و خلق رابطههای غیر مستقیم با جهان متافیزیک.
زبان احساس فزاینده برای یک انقلاب فکری ایجاد میکند. تا صورت تحول یافتهی آن در معماری زبان به فرم شعر برسد و تحقق بازنگری ارزشهای فرم در همین نکته نهفته است که چشم قادر باشد تا مفاهیم بیجان را در ذهن متحول کند و به معماری واحدهای حجمگونه زبان برسد. تلاشی برای خلق تشکلهای ذهنی در شعر.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 20:44 توسط منصور خورشیدی
|