شتاب چشم 
در ساحت وقت
اسطوره‌ی دیدن را
در هم می‌ریزد
با طرح خنده‌های موقت

وقتي ، رفتار تو

به عادت آب
هجای درهم را
به پرنده‌های سپید می‌سپارد
در گذر باد

 -----------

 نيلوفرانه شبنم را
در آغوش بگير
هنگامه ي گريز
از هياهوي خاك 

وقتي ماه 
از پشت كهكشان 
راه به چشم هاي تو
باز مي كند

 -----------

 روي ثانيه ها
تاب مي خورد
گلدسته هاي گيسو
در گونه هاي مقدس

وقتي تمام تن
در نگاه تو سقوط مي كند

اين جا و هر جا
در چشم پرندگان مهاجر 
شكل آب مي شوم

 ---------

 با من کبوتر و بال
با تو پروانه‌های خیال
با او این نام‌های بسیار
آسان تر از نسیم 
در کتف باد
خانه می‌کند

ناگهان حس پرواز
به سرعت ثانیه 
ضمیر مضطرب ما را
در گودی شانه‌ها می‌نشاند

 

----------

 تمام نیت آدم 

از بلندای برج 
سقوط می کند 
در سطح ساده ی خاک
درست سمت راست پرنده ای 
با بال های بسته در هوای آزاد