ساده ترین شکل رابطه با شعر منصور خورشیدی
همه چیز به نفع شعر تمام شد
ساده ترین شکل رابطه با شعر
منصور خورشیدی
----------------------------------
تازه ترین هوای این روزها ، باهجوم رنگ از همه سو در چشم های باز ،
ما را در حیرت نگاه می نشاند .
تا در تخیل ما روزنه ای باز کند برای دیدن و خلق رابطه با طبیعت .
شعر می تواند در این مدار، پل رابطه باشد با انسان ، جهان و طبیعت
تا درخشان ترین تحول تصویر در کلام ، به کمال نسبی برسد .
در این روزهای دل انگیزماه آذر : زیبا ترین تحول گل را به شوکت نگاه شما پیوند
می زنم . متعارف ترین شکل بیان دررابطه با شعر
تا روی بال هزار پروانه ی مهاجر به آن سوی مرزها ارسال کنیم .
وسفیران فرهنگی در جهان شعر شویم تاهستی انسان در جهان مدرن معنا شود !
سپاس من می ماند از دوستان . شاعران و منتقدان که در این بحث شرکت داشتند .
عزیزان : سریا داودی حموله . مهری رحمانی . نسرین فرقانی
فرزاد میراحمدی . عارف بیژنی . امیر حسین بریمانی . سعید معیری
کیوان اصلاح پذیر . خسرو بنائی . افشین کرد . کورش جوان روح و مزدک پنجه ای
=========
به حس ریشه و
آشوب برگها سوگند
کمی پرنده و
تصویر دست و
اندکی پرواز
برای من کافی است
+ + +
طرح سادهی یک گل
با جلوههای جدید
لبخند دشت را
سپسِ زمستان مست
میشکند
+
تا هوش علف
در صدای باد
بهار دوباره
میان چشمها بنشاند
منصور خورشیدی
============
جهان
درودبرمنصورخورشیدی عزیزم...زنده باد
به حس ریشه وآشوب برگ ها سوگند
فرزاد میراحمدی
منصور خورشیدی، متولد ۱۳۲۹، شاعر و منتقد شعر است. وی دبیر بخش بررسی کتاب " وبگاه بینالمللی پیاده رو" و عضو هیأت تحریریهٔ برخی مجلات بینالمللی است. همکاری در ارائهٔ شعر و نقد شعر در مجلات بینالمللی از جمله مجلهٔ نوشتا در ایران، مجله قلمک در سوئد، مجله شهروند در کانادا، مجله نگاه در فرانسه و مجلهٔ آفتاب در نروژ و نگارش مقالاتی در کتابهای از حاشیه تا متن،حتای مرگ و عبارت از چیست؟ از دیگر فعالیتهای وی به شمار میروند.
منصورخورشیدی چاپ شعرهای خود را از دههٔ پنجاه آغاز کرد. وی دو کتاب چاپشده در کارنامه خود دارد: «از فکرهای با تو» (۱۳۸۰،انتشارات نیمنگاه) و «خطابههای کهنسال کودکی» (۱۳۷۷،انتشارات خوارزمی)؛ همچنین در سال 1392مجموعه شعر «آبی ناگهان» و در سال 1393 «سجاده روی ماه بینداز» را نیز به چاپ رسانده است .
از این شاعر و منتقد شعر حجم مقالات بسیاری در داخل و خارج کشور منتشر شدهاست. مهمترین مقالات او عبارتند از «از ترس مست شدیم» (در کتاب «از حاشیه تا متن»)، «حیرت عظیم حجم» (در کتاب «حتای مرگ»)، «بررسی شعرهای رویایی» (مجله شهروند، کانادا)، «نقد و بررسی شعر معاصر» (مجله آفتاب، نروژ)، «سوررئالیسم جنجالیترین مکتب ادبی جهان»، «بررسی مکتبهای ادبی جهان»، «من سوم»، «سرشت باطنی انسان در جهان شعر» و...
از دیگر فعالیتهای مهم زندگی ادبی او میتوان به چند نمونه اشاره کرد:
تأسیس مجله بینالمللی نوشتا] به اتفاق محمدحسین مدل در سال ۱۳۸۴.همکاری با مجله ادبی پیاده روهمکاری با مجله ادبی آوانگارد به عنوان دبیر بخش شعر حجم مقاله فانوسی در پشت پرده در سامانه الکترونیک روزنامه گلشن مهر
از مجموعه شعر " هفتاد سنگ قبر "
شاعر : یداله رویایی
"شرح خود را پیدا کن
اگر می جوئی
باید که بنشینی
ای دیگر ای خجل
در تَرکِ اسم
در شکستن نام از نام " صفحه ی 138
یاد داشتی که " یداله رویایی " در حاشیه ی کتاب خود برای یکی از شاعران نوشته است .
در شکستن نام " منصور خورشیدی " بود که "خورشید " را در گیومه "---" گذاشتم که سایه ای از شمس باشد .
خواب جنازه در تشییع، و یک ترازوی کوچک بر بالای سنگ تراشکاری شدهاست. و در پائین، بر صیقل سنگ چهرهٔ زائر میشکند. بر شکست چهرهٔ «خورشید» که آنکه میماند همیشه منفعل از مرگ دیگری است. آنچه میماند.
ویژگی های شعر خورشیدی
به حس ریشه و / آشوب برگها سوگند
کمی پرنده و / تصویر دست و / اندکی پرواز / برای من کافی است
فرزاد :
در خاک که می نشینی و بوی قهوه ای و صدای نم آب فرایت می گیرند صدای ضربان نمناک خاک که هم آرامکده جسم است و هم زندگی دهنده ی ریشه ؛ریشه که بسان تنیدگی بسیار خاک را می خورد ودر نفوذ دستانش سینه ی قهوه ای این آرامکده را می نوردد حس غریب ریتم های متکثر را می نوازد نواختی از جنس حرکت بلوغ رشد و هیجان آغاز وماندگاری وقتی قسم متن به این حس پریشان و تپنده است اینجا حرف با ژرف واژه ها کاری ندارد واژه های ساده گلوی ژرفناکی را می فشارند هرچه ریشه در بستر خاک طی مسیر می کند اتفاق عمیق تر می گردد/آشوب برگ ها دیگر سوگند است بوی باد و رقص هوا و نگاه رنگ در چیدمان نگره در اتفاق انگاره شکل می گیرد شعور برگ با ریشه در هم می آمیزد چه آشوبی است رقصان وگریزان دراین تقابل عمق وارتفاع یکی سینه خاک که مامن زندگی ومرگ جسم است پیش به ژرف می رود دیگری در فشار ژرف به بالا ود ر آشوب رقصندگان هوا وآسمان می اندیشد این رمز انسان یا گیاه یا هواست. دروسعت هوا کمی پرنده واحد اندازه گیری پرواز....پرنده نوع مهم نیست جنس مهم است جنس پرنده و عمل پرواز وقتی در این لوکیشن دست می آید یا از خداحافظی می گوید یا سایه رادر بازی پرواز می بیند دست زدن ها دست هوا کردن ها دست بریدن ها از بودن ها تا شدن ها دست بال نیست پر پرواز ندارد دست شاخه است در رقص آشوب برگ ها اینجا نمی شود دال دست را در حجمی فشرده به پرواز ودر خت وریشه پیوند بزنیم اصلا چرا پیوند بسازیم این عین نشان دادن است از امر رهایی زبان و بازی گرفتن رنگ و حرکت حرکت از عمق به سطح از سطح به عمق ارسطح به بلندا بازهم اندکی پرواز نه همه ی پرواز من کیست که به اندکی پرواز راضی است ...هست من از این همه وسعت و این لایه های همپوشان وتقابل ها می گوید می گوید این رابطه های سنتزی ریشه خاک تنه برگ ...معما گونگی هستی را پاسخی نشاید هست ...اما باریشه درخاک پرواز کردن اندکی دست را از خاک بیرون آوردن کنار کمی پرنده غوغای ازدحام من را سرودن آیا این که من شعر بخواهد دغدغه های فرد را باطبیعت به اشتراک بگذارد آیا اینکه از نگاه من سیال و رها و جزئی نگر به سراغ کران بیکران رفتن دلیل است یا غلظت فهم در لابیرنت واژه ی انسان ..همه ی عین ها ذهن همه بایسته ها شاید همه علتها معلول وبلعکس این ناخودآگاه در خلقت طعم رنگ به سبزینگی برگ به زردانگی برگ به آبی پرواز به خاکی خاک به نفوذ ریشه رجوعی است از نگاهی که شعر است در پیراهن اندیشه که رها و سیال و نگران است از پرپرواز اندکی پرنده کمی پرواز وتصویر دست نه خود دست ....
دوستان حاضر در میزگرد : عارف بیژنی .کیوان اصلاح پذیر . سریا داودی حموله . عادل اعظمی .مهری رحمانی . امیرحسین بریمانی . سعید معیری . خسرو بنائی و فرزاد میراحمدی
به اعماق کودکی رفتم ...شاعر ...منصور خورشیدی ( ویدئو )
عارف بیژنی
سینمای نقد منصور خان خورشیدی با نریشن جناب معینی ...
منصور خورشیدی در چند ....سکانس کوتاه
سکانس اول ..
شاعری که می تواند مفاهيم انتزاعي ، ذهنی را در ميان تصاوير عيني در یک ساخت هدفمند ...در فضاي فكري خود با ابعاد ديگری از عوامل دخيل در شعر پيوند دهد . و با امكانات گسترده ی زبان در جغرافیای هستی ( و اقلیمی خاص خود که طبیعت تمام عوامل سینمایی رادر موقعیت نوستالژیک زمانی جای داده است )... مستتر در طبیعت پدیده ها ..
افق فکری خود را با اندکی تغییر در زاویه ی دید از سطح تصویرهای ساده و بصری در برخی شعرها به سمت عمیق ترین لایه های زبان بکشاند .. تا با عبور از پله های تانی تفکر خود را تلنگري براي تحول در زبان شعر کند ."..خورشیدی از حجم پرید چون پرش های حجم را یک بازی زبانی در حد سفسطه هایی بدون پشتوانه ی معنایافته است ... "
کیوان اصلاح پذیر :
در خدمت فراسپیدم و مفتخرم از شرکت در نقد شعر جناب خورشیدی
فرزاد
یک سوال بزرگ خورشیدی شاعر حجم گرا است ؟
عارف بیژنی
بارها گفتم از حجم پریده است او سینماگراست
کیوان
خورشیدی متعلق به وادی شعر دیگر و نوعی از شعر حجم است
کیوان :
شناخت و نقد و برقرار کردن ارتباط با شاعری که در سایه و تصویر سنگین حیطهی شعر حجم نفس كشيده و در یک شیوه یی مجزا ارتقاء یافته و باليده است ، به تناسب ذاتی کلماتش، خاصیت زبان و بیان ماهیتیاش، به روش دیگر آثار موجود در شعر معاصر نباشد.
در واقع می طلبد تا همان گونه که شاعر دیدگاه و نگاهش را نسبت به کلمه تغییر داده و زاویههای دید خود را نسبت به کارکرد های کلامی بازکرده، مخاطب یا منتقد اثر نیز، از پیش فرض هایی که همیشه مدنظرش بوده دست بردارد و از دریچهای ديگر به اثر نگاه کند.
و نیز منصور خورشیدی راباید شاعری دید که حجم راسکوی پرش قرارداده است ..تا شیوه های بیانی خویش رادر یک نگره ی شخصی مولف با شیوه هایی مبتنی بر نوعی اعانت از زبان سینمایی بنامی کند
فرزاد
من براین باورم خورشیدی خود مانیفست را فهمیده با این تفاوت که شعر او زبان نیست و خواننده خارج از خوانش به تماشا هم می نشیند . شعری که درک بصری را به تامل فرامی خواند شاید لفاظی را نبینیم اما نوعی فرار پران بودن .جهش .پرش . و نگاه را می بینیم
کیوان
شعر حجم اگر بطور کامل رعایت شود راه تاویل ها بسته می ماند و شعرهای خورشیدی هم شامل شعرهای خالص حجمی و هم شعرهای بازگشت به عینیت با چاشنی حجم است .
فرزاد
در میزگرد جناب رویایی خدمت شما عارض شدم که راه تاویل بسته نمی شود ونمونه ها آوردم در اینجا نیز نوع تاویل یکی از شعرها که به وسعت تماشاست را گذاشتم
سریا داودی
شعر خورشیدی بیشتر بر تجارب فردی بنیان نهاده شده است. و بر خلاف عده ای که شعر خورشیدی را حجم می دانند، و عده ای هم خورشیدی را از حجم بریده می دانند . به زعم من شکل و فرم آن هیچ گونه وابستگی به المان و عناصر زبانی شعر حجم ندارد، گاهی در بعضی شعرهای خورشیدی دررابطه ی بین کلمات چند حواس همزمان را تحت تاثیر قرار می دهند،
و اینجا شعرش به سمت شعر دیگر می رود! .وحدت فرم و معنا گاه منجر به تشخص زبانی می شود،این جا شعر به سمت شعر ناب می رود!معمولا به شاخص های حرکتی در شعر می پردازد و کشف عناصر نامتجانس در شعر ها سبب جان بخشی به اشیا می شود......اینجا خورشیدی می تواند خودش باشد
. ..../در قامت تو/قد می کشد/حقیقت اشیا/از مجموعه " آبی ناگهان "
عارف :
در خصوص حجم قبلا گفتم ..
علیرغم تاکید بسیارعمیق حجم گرایان به فرم و معنای موجود در کلمه و تعمق و تاکید برآن که این عمل منجر به پدید آوردن آثار دوباره ای می شود که به همان صورت عمیق، به بیان رسیده است اما باید تاکید کنم حجم گرایان، آنقدر در کلمه و بازی و معنایش غرق می شوند تا نبض هستی شعر دوباره برای كلمه رقم بخورد و بدون اعاده ی معنایی درونی از ان در رویای یک حجم هندسی به تماشای تصویر های سه بُعدی بنشينند.که خود نیافریده اند بلکه مولود انرژی ذاتی کلام است
کیوان :
خواهشن نقد و نظر با مصادیق شعری با شد
به نظر من شعر حجم یک شعر فرمیک خالص است که فقط حظ صوری دارد اما فاقد کارکردهای دیگر شعر و ادبیات است مگر اینکه در آن تجدید نظر شود و خورشیدی در شعرهای موفقش توانسته با خروج از حجم خالص و ترکیب حجم و شعر عینی به این موفقیت نائل شود
خسرو بنائی :
بله مواففم و من در ادامه بحث مصادیق را ارائه خواهم کرد
سریا :
شاعر سعی دارد که متفاوت باشد، ولی با این نگاه متمایز به حجم نزدیک نمی شود،من این وابستگی و یا هم بستگی را در شعر ایشان ندیدم،بلکه این المان و عناصر شعر موج ناب و شعر دیگر بیشتر نزدیک است.
شاعر در این رگه های تقابلی و تقارنی ناب به مفاهیم جدیدی می اندیشد. موتیف های به کار رفته شناخته شده هستند،به این شعرهای کوتاه به سمت هست مندی های اوبژکتال می رود... ملاحظه بفرمایید...
" سقوط هفت ستاره /روي گور وگياه/زیر نگاه ماه/رنگين کمانی/در چهار گوشه ي آسمان/با حلقه هاي رنگ کمين می کند "
از مجموعه ی " آبی ناگهان "
کورش جوانروح :
همیشه برای شاعرانی که متصف به جریان خاصی بوده ،یا براساس الگوی خاصی نوشته یا می نویسند در تحلیل و واکاوی جهان شعریشان گذشتن از سدی بنام سبک یا جریان وجود داشته واین مسئله بغرنجی می شده برای شاعران مستقل که در اثبات رفتار خودبسنده شان با شعر می ماندند یا در محاقی از فراموشی تلاش فراگیرشان در گسترش ابعاد جریان مربوطه به نام بنیانگذارانشان تمام می شده ست .مفهوم شعر ان هم شعرحجم خود درگیر ابهامی گسترده ست که آیا ما با شعر طرفیم یا فلسفه شعر.؟
آیا ما منصور خورشیدی را بعنوان واحدی مستقل می خواهیم مورد بررسی قرار دهیم یا براساس پیش فرض شعر حجم ؟ ابهام درابهام که مسیر کشف او را به انحراف می کشاند .شاید برخوردی استقرایی بتواند از ابعاد کار او بهتر رونمایی کند و ازنشانه های انبوه در شعرهایش شروع شود که آیا اومنحصر به فردست ؟ آیا دراین استقلال رفتاری شعر خاص می نویسد؟ اگر می نویسد که کدام نحله فکری نزدیک ست ؟ اگر او براساس نشانه های قابل تاویل حجم سراست از چه ترفندهایی بهره برده واززیر یوغ نامی چون رویایی درآمده ست؟
به نظرم او شاعری دینامیک ومستقل بوده وبه جای شعر فلسفی شعر خاص می نویسد که بین موج ناب و حجم در نوسان ست ولی شعرش شعر خاص می باشد چون از جهان بینی خاص بهره می برد و معناهای خاص از پرش های تصاویر ومعانی چرخشی و فضاهای لایه لایه تولید می کند که از او نمایی از رفتار منحصر به فرد بوجود می آورد اما الگوی رفتاریش درشعر بایک بن مایه درست قالب ریزی شده ست و آن درک درست از شعر و سرایش شاعرانه ست اگرچه گاهی رفتار مصنوع هم در رفتارش قابل ردیابی ست.
امیر حسین :
اکثر اشعار خورشیدی دو قسم دارد. نیمه نخست یک رویداد روایت می شود و در مقام دال قرار می گیرد. نیمه پایان مدلولی ست که سرراست ارائه و شعریت در آن اوج می گیرد و معناسازی به تعویق می افتد.
کیوان :
اگر اجازه داشته باشم متنی درباره ی شعر دیگر و بخصوص شعر حجم نوشته ام که ارائه می کنم و سپس با دو شعرخورشیدی به مصداق خواهم پرداخت یکی از خصایص مشترک این دو در شعرهایی که می کوشد خود را از قید هر تعینی حتی تعین زبان برهاند همان بستن راه تاویل است به این مثال از " آبی ناگهان " توجه کنید :
" این ماه ماندگار / از تبسم آفتاب / با ثانیه از سال / آویز می شود / باز باران برگ و /
لبریز خنده ها / پشت سیاه ترین / سلطنت نور /
جنب گلستانه ی صدا / با رعنا ترین لاله / میان سبک ترین آبی ها "
سریا
در مجموعه ی آبی ناگهان جسارت های زبانی مفاهیم کنش مندی را به ذهن متبادر می کند.شالوده شکنی، هنجارگریزی،آشنایی زدایی های لفظی و معنایی سبب رمزگشایی نظام زبانی می شوند. اما گاه هم واژه ها را به مسلخ استحاله می برد. تا بر لایه های زبانی بیفزاید
فرزاد :
چه کسی وچه اصراری است همیشه از حجم بگوییم . شعر خورشیدی را می خوانیم .
حجم است یا دیگری چه ربطی به شعر دارد . این مهم در میزگرد رویایی هم تکرار شد .
که حجم هست نیست شعر هست .
کیوان :
ناچاریم از حجم بگوییم به این دلیل که خورشیدی خود را شاعر حجم می داند
سریا :
بعضی مضمون ها نقش تصویری اساسی دارند و چند مفهومی زبان تصویری به فهم ابژه گی به دیالکتیک فراشخصی بستگی دارد.
کیوان : و اتفاقا همینطور هم هست
فرزاد " شعرش یا خودش
سریا :
دوستان بفرمایند که بر اساس چه تفکر ادبی فکر می کنند که شعر جناب خورشیدی برگرفته از شعر حجم هست ! آیا به مصاحبه های ایشان و به نوشتارهای تعدادی از منتقدان اکتفا کرده اند یا طبق تحقیقات تحلیلی به این نکته مهم رسیده اند؟
کیوان : شعر خورشیدی حجم گراست و اگر اجازه باشد از این موضع به شعر خواهم پرداخت
خسرو :
درود خانوم حمو له این هستی مندی ابژکتیو کلی نیست ؟ چرا ابژکتیو قادر به تجربه درونی و زیست جهان اش برود به خاطر آن است که او مقید به تصویر تجربه شده فردی نیست و تصاویر در هیئت کلی می ماند ؟
سریا : من همین را می گویم گیرم خودشان هم بگویند
فرزاد : ما که متن خورشیدی را می خوانیم
کیوان :
متن خورشیدی بدون توجه به نظریات ایشان حجمی است
فرزاد :
این مهم تر هست وبحث را به سویه های انضمامی تر از ویژگی های شعر می برد تا از خلل شعر ها به گزاره های تئوریک برویم
مهری رحمانی :
من از جدیت شما در نقد لذت می برم و این که فقط به متن می پردازید و حتا تایید یک شعر را با تحسین همراه نمی کنید و این خوب است . چون به درستی تنها چیزی که مهم است متن است و زمان آنرا انتخاب می کند . زیستن با طبیعت تنها راه نجات بشر است..
خسرو : کیوان جان منظورتان از ویژگی حجم در شعر منصور چیست ?مثال بزن
سعید معیری :
از چهار شکل کار بردی کلمه شکل مجازی کلمه در شعر مهم است و ساختار نحوی و تا حدودی هم نشینی و سر آخر نام ها و کلمات . منصور خورشیدی در مجاز سازی استاد است . حقیقت زنده در شعر خورشیدی تصویر تاخیری دلوز را( برای مثال) ایجاد نمی شود . حقیقت زنده !
جهان طبیعی منصور جهان ابزاری ست. طبیعتی ابزارمند و افسار زده که مولف بر پشت رل سوار است . به واقع فکر کردن اشاره به طبیعت یعنی خود طبیعت؟
شعر منصور طریقتی ست و از این جهت ارزشمند است که در تئوری رسیدن به ادبیات ما را تا نیمه راه لااقل همراهی می کند . شعر منصور از متافیزیک عبور کرد تا حدود زیادی و در وادی فیزیک ماند بدل به عریانی شد . پوست کند از فهم عقلی
فرزاد :
نگاه من به جهان او تسخیر طبیعت نیست زیستن با طبیعت است شناخت شناسی و این نگاه متافیزیکی به پدیده ها نوعی پرسپکتیو ویرانی است این را کمی در نگاهتان ملاحظه کنید نگاه ما خیلی شطرنجی وسیاه وسفید است
عین الیقین وحیرت یعنی شناگری و بهت این جا را باز کنیم . نقطه اشتراک درد مندی من فرا سپید را فرا میخوانم به عبور از ذهن گرایی
موافق هستید که شعر جناب خورشیدی حجم نیست جناب رضا زاده ؟
مهدی رضازاده : شعر خورشیدی . شعر حجم است . درود بر بانو حموله..موافقم
خسرو جوان روح : درود بر اقای خورشیدی عزیز....
پوران کاوه :
با سپاس از منتقدان گرامی . شعر جناب خورشیدی اگر حجم نیست اما :
" سطح سپید سینه
سیاه از حرف می شود "
عارف : خورشیدی شاعر حجم نیست
خورشیدی شاعریست که بنوعی می توان تلفیقی از نگرش عارفانه و زبان و خوانش سینمایی و نیز سرایش بر اساس کارکردهای این تکنیک رادر آن دید .علیرغم استفاده از کلماتی که تداعی پرواز و پرنده در شعرهایش رادارد اما به کارگیری این عناصر تاکیداتی ست مبتنی ..بر نوعی دیگر از تکنیک های سرایش ،
به عنوان مثال نگاه به عنصر باد در این شعر خورشیدی در نوع زبانی اش رابنگریم . پرداختن به عمق اشیا که منجر به ایجاد تفکر در متن می شود، چیزی نیست که تنها خاص یک شاعر قلمداد شود. به فراخور محرکات بیرونی هر شاعر ، چنین رویکردی در آثارش دیده می شود.
اما شعر خورشیدی سعی دارد تا تلفیقی دیگر را تجربه کند. توجه وی به عناصر طبیعی ـ که می تواندئ بر مبنای زیست محیط زندگی اش شکل گرفته باشد ـ و شباهت هایی که هر عنصر به عنوان رکنی جدایی ناپذیر از زندگی انسان در زیست گاه اقلیمی اش با دیگر ارکان زندگی می تواند داشته باشد، شاید از مهم ترین مواردی ست که ذهنیات شاعر را به خود مشغول کرده است.
به عنوان مثا ل : میتوان به نوع استفاده و معنابخشیهای شاعر از عنصر باد در نوع حجم گرایانه با کمک مدیوم سینما اشاره کرد . باد و حرکت سریعآن" پن " عنصریست که به خوبی شدت عبور را نمایان می کند. شاعر در اولین شعر مجموعه، با استفاده از این عنصر عدم ثبات و شدت معصومیت را نشان می دهد:
روز میگذرد" روایت تصویری در یک نمای بلند لانگ شات"
تا دیروز رفته در نفسهای باد" فلاش بک معنایی "
شماره شود." دیزالوهای متعدد از گذشت زمان و روزها "
باد و حرکت سریعاش مجاز از زمان از دست رفته می شود. عنصری که بخوبی شدت عبور کردن زمان را نمایان می کند. و یا دوباره باد و هیاهوی دیوانه وارش، شاعر را به سطرهای:
" دیوانهای با پای باد / میرقصد " رسانده است. دقت در این سطرها، حکایت از هوش شاعر و توجهاش به پیرامون و تاثیرات آن در ذهن تصویرساز اوست.
به استناد آنچه بیان شد، چندان غریب و دور از انتظار نیست اگر استدلال کنیم خورشیدی، شاخه ای بر مبنای حجم در شعرش آفریده است که تنها شعر حجم نیست و با تلاش های مستمرش توانسته آن را به شعری بدل کند که از هر لحاظ قابل اعتنا باشد. شعری که خاص خود اوست و زبان او را دارد و بطور مداوم در حال آفرینش حادثه در زبان است.
فرزاد میر احمدی : برای اثبات چند شعر از منصور خورشیدی ، فراتر از تجلی معنا
از مجموعه شعر " آبی ناگهان "
1
هلال کوچک ماه
با متانت رفتار تو
گذر می کند از من
بارانی از جماعت حاضر
و می بارد
از هنگامه های درون
تا جفت جوانه ها
سپسِ وسوسه های نهان
نرفته های مرا
با تانی طی کند
میان کثرت احساس
از تجلی معنا های دور
هنگامه ی عبور
2
دیگر نمانده
رویش هیچ ستاره ای
روی دوایر درهم
اما ، حسی از آن
می ریزد هردم
دور از هم
پُر از هوای پریدن
و می ماند
تصویر زیبای او
اندک اندک ، میان تن
تا رویش دوباره ی
همین دوایر درهم
3
بهار کودکیِ آن سال های دور
با اسب های رمنده
که یال در سیاهی شب
می تکاند
گفت و گوی راه
فرصت از پلک ها
می گرفت
اینک با کاروان همراه
و زخم گام ها
فیض بزرگ دیدن
جهت از جنبه های
هیچ
می گیرد
4
از ضلع سپید وقت
به آسمانِ ساده ی آن سو می رسی
وقتی فاصله های رسیدن را
اتفاق های پیاپی
پُر می کند
ترس در صدایم زیبا
می نشیند
آن گاه که –
بر آستان تو ایستاده اَم
روی واژه ها ی افراشته
با تکه هایی از آب
و تکه هایی از آبی
و اندکی از بهانه های
هوش
5
با نفس تو طی می شود
هوای این همه راه
تا ماه
میان نفس های خسته
می روید
صورت زیبای بال
از کمال همیشه می افتد
با او ، بی هیاهو
بگو
پَرهایی که در باد
ریخته اند
پرواز دیگری دارند
6
فتنه های تن
از عطش همیشه برخاست
کنار هفت پَر سوخته
وقتی که بال ها
طنین صدا را
در عرصه های دلپذیر
درازتر از طول راه می گسترانند
نفس از دو سو
طول رگ ها راطی می کند
بی درنگی در فضای
باز
تا راز دوباره ی پرواز
آغاز شود
وسط فتنه های تنی
بر خاسته از عطش
حادثه در حرف را
درحاشیه ی سینه
سپید می گذار.