تنهایی تو آن سو

تاب می‌خورد

در زلالی مهتاب

و راه های بسته به راز

دست به گیسوی باد

می‌برد اما

باران بی امان

جهت رفتن را تا همیشه

در خیمه‌های خراب

گم می‌کند

===

سیزده بادیه

از آب تا عطش

فاصله است

وادی هفتم این راه

به خانه ی کدام رسول می‌رسد

که عطر گیسوانش

مرا مست دیدن می‌کند