رسم کبوتر در فاصله ی دو انگشت

 

1-روی آخرین سطر

پنهان در سپیدی کاغذ

رسم کبوتری

در فاصله ی دو انگشت

طلوع می کند

که اسم اعظم

در منقار خود دارد

 

2 - تو آن پرنده ای

رقم سومین

با تب شدید در استخوانت

که روی صخره ی ساکت

شتاب آب را

سجده می کنی

 

3 - کی؟

در حکایت افتادن

معنای برخاستن را

هنگامه ی تحول نام

روی شکسته ترین طلسم

در چشم باد می خواند

 

4- معنای تمام ملکوت

در چشم تو

تعادل کهکشان را

                در هم می ریزد

وقتی عمود به آسمان

                 نگاه می کنی

اینک پنجه در پنجه ی باد 

سکوت تمام پروانه ها را

شماره می کنم      اگر

راه به معراج کبوتران

                      باز کنم