فراتر از تجلی معنا

منصور خورشیدی
--------------------

1

هلال کوچک ماه

با متانت رفتار تو

گذر می کند از من

 بارانی از جماعت حاضر

و می بارد

از هنگامه های درون

تا جفت جوانه ها

سپسِ وسوسه های نهان

نرفته های مرا

 با تانی طی کند

 میان کثرت احساس

از تجلی معنا های دور

هنگامه ی عبور

2

دیگر نمانده

رویش هیچ ستاره ای

روی دوایر درهم

اما ، حسی از آن

می ریزد هردم

دور از هم

پُر از هوای پریدن

و می ماند

تصویر زیبای او

اندک اندک ، میان تن

تا رویش دوباره ی همین دوایر درهم