ضلع سوم حرف در شعر حجم

منصور خورشیدی

شاعر با امکانات گسترده ی زبان می تواند راه رسیدن به غایت شعر را آسان تر برابر مخاطبان خود قرار دهد .

و او را وادار کند که در جستجو های خود سریع تر به ضلع سوم حرف برسد .


     شاعران حجم با تجربه و مهارتی که در خلق فضا و کارکرد کلمه در ساختمان شعراز خود به جا می گذارند .توجه خود را معطوف به بُرد معنایی   آن سوی کلمه می کنند . که دیداری نیست . تکوین تصویر در این قلمرو تفاوت دارد با تصویری که شاعر ، به صورت تجسمی در شعر به کار می برد .

      شاعران حجم تصویری در دل تصویر و موقعیتی در دل موقعیت خلق می کنند .

تا در تجمع تصویردر یک قطعه شعر به بُعد سوم حرف های نگفته برسند ! 

نوع نگاه در این حوزه متفاوت است با نگاهی که روی سطح اشیا توقف می کند .

 

شاعر حجم با این بُعد از نگاه به کار برد کلمه در زبان می رسد .

چون رفتار با زبان را از طریق تصویر های ماورایی تجربه کرده است .
چنین طرز رفتاری با کلمه شعر را به سمت معماری قطعه هدایت می کند . 

 وسعت دادن به جهان واژه ها سهمی است که شاعر
در آفرینش و خلق شعر از خود به جای می گذارد .

چون فاصله ی بین واقعیت مشهود و ماورای آن را به خوبی درک کرده است .
و به درک هماهنگی زمان و مکان ، حرکت و سرعت ،
طنین و هماهنگی حروف رسیده است .
حتی به معانی تازه تر برای کلماتی که حامل معنا نیستند.

 موج نو ، شعر سپید ، موج سوم و شعر حجم .
نمونه های بارزی هسستند که منتقد را به شناخت ساختار زبان ،
فرم ، نوع بیان و درک آهنگ کلمه ، موسیقی و ریتم درونی قطعه می رساند .
تا شباهت ها و تفاوت های آن ها را مورد بر رسی قرار دهد .

 شاعر حرفه ای کسی است که قلمرو کلمه و رابطه آن را با زبان بشناسد .
تا راهی به درون شعر باز کند . و در گذر از سطح و با استفاده از ابعاد سه گانه زمینه را برای پرش های ذهنی آماده کند.
تظاهری یگانه بی آن که به غرض و هدفی آلوده شود .
چون شعر زمانی وسعت و بیکرانگی خود را از دست می دهد که ارجاعی به بیرون از خود داشته باشد

 پرداختن به ساختمان درونی قطعه و معماری دادن به مصراع و تصویر ها در قلمرو فرم به نوع نگاه شاعر جسارت می آموزد .و زبان را وسیله ی رسیدن به بُعد سوم حرف می کند .

 ارزش نمادین هر پدیده ای در جایگاه خود از یک مفهوم نسبی بهرمند است . که نمودی از نیاز های شاعر محسوب می شود . و در باز نگری تفکر شاعر روی پدیده ها اثر مستقیم دارد . زیرا فضای داخلی همه ی معماری ها باز تاب جهان بینی شاعر است .

و شاعر با انتخاب آگاهانه ی لغت در چنین فضائی خواننده را دچار حیرت می کند .
و این اتفاق در فضائی می افتد .
که شاعر مجهز به دانسته های زبان شناسی باشد .

خلق ترکیب های کلامی در آفرینش شعر اثر بیشتری در ذهن مخاطب دارد . هماهنگی و تناسب واژگان در مصراع ، ارتباط کلامی را محکم. وحرکت شعر را بیشتر می کند . و جستجوی شاعر را در رسیدن به معانی دلخواه سرعت می بخشد .

سرعت خیال در توالی تصویر ها با کارکرد هجا ، واژه و جای آن در مصراع ، 
عمده ترین وجه شکل گیری شعر در جایگاه مناسب محسوب می شود  .

استقرار اشیا در روابط بیرونی موجب می شود که تعاملی بین آن ها ایجاد گردد . شاعری که با مکانیزم ذهنی آشنا است .
عرصه را برای باز آفرینی تصویر ها و خلق فضا ها به ویژه معماری کلام در ساختمان قطعه و ترکیب های خیال انگیز آماده می سازد

تاویل متن به زبان و جهان شاعر معنا می دهد .
در این جا قدرت تصویر در شعر قلمرو متن را اداره می کند .
کار شاعر روائی دیدن تصویر نیست . ایجاد فاصله های ذهنی در قدرت متن است . سرعت در شکار لحظه ها است .
در یافت تازه در بافت کلام ، از نگاه به ذهن و از ذهن به زبان ،

به اعتبار همین دیدگاه هرشاعری می تواند
در بیان مفاهیم و مضمون های جدید موفق عمل کند .
و آگاهانه زمینه را برای تدارک نوعی از نگاه برای قرائت جدید از شعر فراهم سازد .

                                                                                    منصور خورشیدی

 تا شکوه سیب

از بوی عطر تو

بالامی رود

نیمروز وقت

همزاد خفته اَت را

در پلک های بسته

بیدار می کند

 +

 تصویر کدام صورت

در هوای آینه

پرت می شود

که آینه شکل شعاع درهم

در شیب سنگ می نشیند

در این دم آخر

 

                                                                                      منصور خورشیدی